قالب وردپرس خبری وردپرس قالب وردپرس
جستجوی پرسنل مطب

برچسب: می

ژانویه 21, 2018

[ad_1]


کودک در سنین پایین، سوراخ کردن گوش را تنبیه می داند


 سوراخ کردن گوش در فرهنگ های مختلف از محبوبیت متفاوتی برخوردار است و بعضی از خانواده ها معتقدند این کار باید در سنین کودکی برای دختران انجام شود.

اصولا از لحاظ سیر رشد,رشد لاله گوش حداکثر تا ۹ سالگی تمام می شود، یعنی بعد از این سن اندازه لاله گوش تغییر نمی کند. به همین دلیل بهتر است بعد از ۶ سالگی کار سوراخ کردن گوش انجام شود، ولی اگر خانواده های اصرار دارند تا زودتر این کار را انجام دهند، ضرر چندانی برای کودک ندارد.

سوراخ کردن گوش نوازد از دید روانشناسان

برخی از والدین معتقدند که هر چه سریع تر بعد از تولد بهتر است گوش های کودک را سوراخ کنند چرا که نوزاد کمتر درد می کشد و اذیت می شود .از طرفی چون نمی تواند دست به گوشهایش بزند روند بهبودی سریع تر است. روانشناسان کودک در این زمینه اعلام کردند که سوراخ کردن گوش نوزادان صحیح نیست. زیرا نوزاد هیچ تصوری از گوشواره ندارد و تصور می کند دردی که می کشد به دلیل تنبیه یا آزار اوست.

از اینرو روانشناسان توصیه می کنند بهتر است تا زمانی که کودک علت این درد کشیدن و سوراخ کردن گوش را متوجه بشود و از شما بخواهد که گوش هایش را سوراخ کنید و به درکی رسیده است که به گوشهایش تا بهبودی کامل دست نمی زند به تعویق بیاندازید. 


 


سوراخ کردن گوش و ابتلا به عفونت در نوزادان

مجله آمریکایی مراقبت بالینی از پوست طی یک مطالعه ای که انجام داده بیان کرد که ۲۰ درصد سوراخهایی که در بدن ایجاد می شود مثل سوراخ گوش می تواند عامل سرایت عفونت باشد . حفره های اضافی که در پوست ایجاد می شود می توانند آلودگی را از طریق پوست به داخل بدن منتقل کنند یا حتی به افراد دیگر سرایت دهند.




این مجله در توصیه ای به والدین نوشت : سوراخ کردن گوش نوزادان حداقل تا ۶ ماهگی ایده مناسبی نیست چرا که سیستم ایمنی بدن نوزاد تا این زمان هنوز به صورت کامل مجهز نشده و احتمال اینکه نتواند با عفونت احتمالی سوراخ کردن گوش مبارزه نکند را دارد.

توصیه برای پیشگیری از عفونت

آکادمی بیماری‌های کودکان آمریکا برای پیشگیری از عفونت و سایر عوارض پس از سوراخ‌کردن گوش، توصیه‌های جالبی برای همه والدین دارد. این توصیه‌‌ها در تمامی کشور‌های دنیا مورد توجه والدین قرار گرفته و اگر به طور دقیق آنها را رعایت کنید، می‌توانید مطمئن باشید که پس از سوراخ‌کردن گوش فرزندتان مشکلی برای او پیش نخواهد آمد

کودکتان را برای سوراخ‌کردن گوش، نزد پزشک، پرستار یا تکنسین ماهر در این کار ببرید. لذا سوراخ‌کردن گوش در خانه با نخ و سوزن و به وسیله مادربزرگ‌ و یا یکی از اطرافیان کودک کاملا غیربهداشتی است

 گوش پیش از سوراخ‌کردن باید با الکل یا محلول‌های مشابه کاملا ضدعفونی شود. اگر شما کودکتان را به یکی از مراکز بهداشتی برای سوراخ‌کردن گوش ببرید، کارکنان این مراکز، مواد ضدعفونی‌کننده را با غلظت مناسب، پیش از سوراخ‌کردن گوش کودک مورد استفاده قرار می دهند.

بهتر است ابتدا از گوشواره‌ طلای ساده استفاده کنید تا از احتمال بروز واکنش حساسیتی کاسته شود. این گوشواره‌های طلای ساده، اغلب میخی شکل هستند و می‌توانید آنها را از طلافروشی‌ها تهیه کنید. بنابراین انواع گوشواره‌های میخی و نگین‌دار، که در محل سوراخ‌کردن گوش فروخته می‌شوند و اغلب از فلزات بدل ساخته شده‌اند، برای استفاده بلافاصله پس از سوراخ کردن گوش کودک مناسب نیستند.

منبع: newmatlab.persianblog.i

[ad_2]
Source link

0
ارسال شده در اتوماتیک توسط دکترهادی کیانور | برچسب‌: , , , , , , , , , ,
ژانویه 21, 2018

[ad_1]


قدمت استفاده از زرد چوبه به هزار سال پیش بر می گردد، یعنی زمانی که در طب چینی مورد توجه قرار گرفت. این ماده جادویی در انواع درمان ها و دردها از سرما خوردگی و آنفلونزا گرفته تا بیماری های جدی تر مثل سرطان.


از دیگر خواص زرد چوبه، خاصیت ضد پیری آن است که دلیلش نیز وجود آنتی اکسیدان فراوان در درون ترکیبات زرد چوبه است. زرد چوبه رنگ، بو و طعم خاصی داشته و در انواع غذاها استفاده می شود.


زرد چوبه بیشتر خاصیت خود را مدیون وجود ماده ای به نام کورکومین است. کورکومین اخیرا کانون توجه مطالعات فراوانی بوده و نتایج نشان می دهد که این ماده شامل مقادیر فراوانی آنتی اکسیدان، مواد گند زدا و همچنین مواد با خاصیت ضد التهاب است. علاوه بر این مسائل، زرد چوبه سرشار از فیبر و مواد مغذی مهم مانند مواد آلی و ویتامین ها نیز هست. زردچوبه هیچگونه عوارض جانبی نداشته و می توان از آن در کمال خاطر استفاده کرد.


جادوی زرد چوبه چه می کند


کنترل دیابت، درمان زخم ها، تسکین درد، بهبود سلامت و ظاهر پوست، جلوگیری از بیماری دیابت، جلوگیری از آرتروز، تقویت سلامت کلی قلب، گند زدایی کبد، کمک به گوارش، پیشگیری از سرطان و بهبود سلامت روانی از جمله خواص این ادویه جادویی است.


کاربرد ضد پیری


می توان زرد چوبه را در انواع غذاها استفاده کرد، اما ابداع یک خانم در استفاده از زرد چوبه بسیار جالب بود. یک زن که از سیاهی دور چشم رنج می برد، می گوید که تمام محصولات در بازار را امتحان کرده و به نتیجه مطلوب دست نیافته است. اما ترکیب زرد چوبه نظر او را تغییر داد.


او از خمیر زرد چوبه برای محو کردن تیرگی دور چشم هایش استفاده کرد و نکته جالب اینجاست که در همان ۵ روز اول جواب گرفت. او می گوید که پس از مالیدن ترکیب زردچوبه به دور چشم هایش، اول اجازه داد تا کمی بگذرد. سپس صورتش را با آب شسته و همان لحظه متوجه زنده تر شدن پوستش شده است.


خمیر زرد چوبه


برای تهیه این ترکیب، کافی است کمی پودر زرد چوبه را با نصف قاشق چایخوری آب لیمو و یک قاشق چایخوری آب گوجه و کمی آرد ترکیب کنید. ترکیب فوق را بر روی سیاهی دور چشم مالیده و اجازه دهید ۱۰ دقیقه به همان حالت بماند.


جادوی زرد چوبه چه می کند


راه دیگر ترکیب زرد چوبه و آب آناناس است. این ترکیب را نیز می توانید مانند ترکیب قبلی بر روی تیرگی دور چشم مالیده و سپس بعد از ۱۰ دقیقه آن را بشویید. هر دو مورد موجب روشن شدن رنگ پوست دور چشم می شوند. روش سوم شیر طلایی نام دارد.


مواد مورد نیاز و طرز تهیه شیر طلایی


شیر طلایی از دیرباز در یوگا مورد استفاده قرار می گرفت. روش ساخت آن ساده بوده و کارایی فراوانی در درمان انگل، عفونت های کلیوی، چروک پوست، عفونت مثانه، اسهال، سرما خوردگی، تب، درد های ماهیچه ای، برونشیت و سردرد دارد.


  • نصف فنجان زرد چوبه آسیاب شده

  • یک فنجان شیر

  • یک قاشق چایخوری عسل طبیعی

  • نصف قاشق چایخوری روغن نارگیل طبیعی

  • یک چهارم قاشق چایخوری فلفل سیاه تازه

  • کمی دارچین


قبل از هر چیز، شیر را جوشانده و دارچین را به آن اضافه کنید. سپس عسل، زردچوبه، فلفل سیاه و روغن نارگیل را به آن اضافه کنید. سپس شیر را تا زمان جوش آمدن هم بزنید. فقط حواستان باشد که شیر جوش نیاید. شیر طلایی شما آماده مصرف است.

منبع: یک دوست

[ad_2]
Source link

0
ارسال شده در اتوماتیک توسط دکترهادی کیانور | برچسب‌: , , , , ,
ژانویه 20, 2018

[ad_1]


 


 


بی اشتهایی کودک نوپا،علل بی اشتهایی کودک


 


یکی از این عادت‌های بد غذایی این است که کودک ما به طعم‌های شور و شیرین عادت می‌کند


 


خیلی از مادران از بدغذایی فرزندشان گلایه می‌کنند اما بعضی از عوامل بدغذایی به خود مادر برمی‌گردد. یعنی مادر از زمان تولد کودک رفتارهایی می‌کند که به عادت‌های بد غذایی منجر می‌شود.

چهار رفتار عمده اشتباه والدین در رابطه با غذا خوردن کودک را بررسی می‌کنیم.
۱٫ یکی از این عادت‌های بد غذایی این است که کودک ما به غذاهای چرب و طعم‌های شور و شیرین عادت می‌کند. چون مادران از زمانی که می‌توانند غذاهایی مانند سوپ و حریره بادام و… را برای کودک شروع کنند، غذاهای او را با ذائقه خودشان تهیه می‌کنند. در صورتی که کودک نیازی به طعم ندارد. برای مادر کودک این غذاها بدون ادویه بدمزه به نظر می‌رسد در حالی که برای کودک که پیش فرضی از این طعم‌ها ندارد بدون شکر یا نمک نیز این خوردنی‌های ناقص نیستند.

امروزه علاقه به قند و نمک دو نگرانی اصلی پزشکان برای سلامت افراد است. گسترش دیابت و مشکلات فشار خون به همین علاقه و عادت ما برمی‌گردد که ریشه در کودکی ما دارد. اگر از همان سال‌های اولیه تولد کودک ما آنها را به این طعم‌ها عادت ندهیم بعدها دچار مشکل نخواهند شد.

۲٫ از طرف دیگر بعضی از کودکان با سبزیجات، گوشت و لبنیات میانه خوبی ندارند و غذاهای آب پز و سالم را پس می‌زنند. این مشکل نیز ریشه در رفتار والدین دارد. چون رژیم غذایی خانواده به اندازه کافی شامل لبنیات و سبزیجات و گوشت نیست و غذاهای پرچرب نیز مصرف می‌کنند که این تناقض رفتاری آنها در عدم مصرف مواد غذایی و تشویق کودک به مصرف همان مواد غذایی باعث می‌شود کودک سر باز زند.

۳٫ مشکل سوم رفتار والدین که به بدغذایی کودک منجر می‌شود زورگویی و اجبار مادر در غذا دادن به کودک است که باعث مقاومت در بچه می‌شود. بسیاری از مادران هستند که از روی دلسوزی و نگرانی برای سلامت کودک‌شان یک رفتار نادرست را در پیش می‌گیرند و آن اینکه به اجبار کودک را به غذاخوردن وامی‌دارند.در این شرایط نیز کودک طبعا لج می‌کند و بیشتر و مصرتر از قبل از خوردن غذا سر باز می‌زند. در شکل بدتر این اتفاق مادر از غذا به عنوان ابزار تنبیه استفاده می‌کند و به محض اینکه کودک کار خطایی انجام داد مجبورش می‌کند تا از غذایی که دوست نداشته و نخورده، بخورد. این رفتار البته باعث دلزدگی کودک از غذا می‌شود.


بی اشتهایی کودک نوپا،علل بی اشتهایی کودک


 زورگویی و اجبار مادر در غذا دادن به کودک  باعث بد غذایی در کودک می شود


  
۴٫ رفتار بعدی که بسیار هم اثر مخربی در روند غذاخوردن کودک دارد، غذا دادن تحت هر شرایطی است. بعضی مادران هستند که دائما به دنبال کودکشان می‌دوند تا قاشق قاشق غذا را بتوانند در دهان او بگذارند. بچه‌ها هم مدام در حال فرار کردن از دست مادر هستند و شاید در این تعقیب و گریز چند قاشق غذا هم خوردند!

اما راهکارهای درست در مقابل این رفتارهای اشتباه کدام‌ها هستند؟ ابتدا اینکه از اضافه کردن ادویه و نمک و شکر به غذای کودک در سال‌های اول زندگی خودداری کنیم و میزان مصرف خود را نیز از این مواد کاهش دهیم تا وقتی کودک به سفره خانواده پیوست بتواند از غذاها بخورد و سلامت او و والدین حفظ شود.

دوم اینکه پدرومادرها خودشان هم از غذایی که برای کودک آماده کرده‌اند، بخورند. اگر بشقاب غذایی والدین نیز به همان میزان حاوی سبزیجات و لبنیات باشد کودک راحت‌تر با این موضوع مواجه می‌شود و نسبت به خوردن غذاها بیشتر تمایل نشان می‌دهد.

به هیچ عنوان از غذا به عنوان ابزار تنبیهی استفاده نکنند و برای غذاخوردن کودک نیز به زور و اجبار متوسل نشوند. مادرانی هستند که از بدغذایی کودکشان و اینکه دائما باید به دنبال او بدوند تا غذا بخورد گلایه می‌کنند در حالی که هیچ کس جز خود مادران مقصر این موضوع نیست. آنها کودک را به این شیوه عادت داده‌اند و باید کم کم از این عادت او را جدا کنند. کافی این مادران دیگر برای غذاخوردن کودک به او اصرار نکنند و کودک هر مقدار که خواست غذا را بخورد. نکته بعد اینکه اجازه ندهند کودک میان وعده بخورد مخصوصا اگر به زمان وعده اصلی نزدیک است. و دیگر اینکه هر یکی،دو ساعت یکبار تنها از کودک بپرسند که می‌خواهد غذا بخورد یا خیر؟ بالاخره کودک گرسنه می‌شود و برای خوردن غذا تمایل نشان می‌دهد تا این عادت بد از یادش برود.

او در ادامه مبحث، دو نمونه از شرایطی که باعث بی‌اشتهایی و دلزدگی کودک از غذا می‌شود را برمی‌شمرد و می‌گوید: در کنار اشتباهات رفتاری والدین، می‌توان به شرایط نامناسب کودک برای غذاخوردن نیز اشاره کرد. شرایطی که مطلوب کودک نیست و باعث می‌شود نسبت به غذا بی‌تمایل باشد. 


بی اشتهایی کودک،درمان بی اشتهایی کودک


بعضی از کودکان با سبزیجات، گوشت و لبنیات میانه خوبی ندارند


  
۱٫ سخت‌گیری در آداب غذا خوردن: برخی از والدین بیشتر از نیاز و خارج از توان کودک نسبت به رعایت آداب غذاخوردن سخت‌گیری می‌کنند. آنها مدام از اینکه کودک هنگام غذاخوردن لباس خود را کثیف می‌کند، گلایه دارند. حتی از اینکه کودک اصرار دارد برای غذاخوردن شخصا از قاشق استفاده کند، ممانعت به عمل می‌آورند. یا روی مساله طرز نشستن و طرز قاشق برداشتن و به دهان بردن غذا با کودک مشکل دارند. والدین باید توجه داشته باشند که یادگیری آداب غذاخوردن یک روند تدریجی است که با صبر و حوصله و مهربانی امکان‌پذیر است. در غیر این صورت ممکن است سخت‌گیری در این زمینه علاقه کودک شما را به غذا خوردن تحت الشعاع خود قرار دهد.

۲٫ ایجاد محیط پرتنش برای غذاخوردن: اگر وقت غذاخوردن برای کودک تبدیل به زمانی پرتنش شود علاقه کودک به غذا خوردن از بین می‌رود. به عنوان مثال، برخی از والدین که از بدغذایی کودک‌شان گلایه دارند، با تهدید و تشر کودک را پای غذا می‌نشانند و غذا را به زور و در یک اتمسفر تنش‌آلود به خورد او می‌دهند. این راه‌حل کاملا غلطی است و باعث تشدید بدغذایی کودک شما می‌شود. باید عوامل بی‌اشتهایی او را به درستی کشف و درصدد رفع آنها باشید نه اینکه آن را تشدید کنید!

۱٫ اگر بچه غذا را نخورد راه‌حل‌هایی وجود دارد که می‌توانند والدین با کمک آنها کودک را دوباره به غذا علاقه‌مند کنند. یکی از این راه‌حل‌ها این است که غذایش را با چیزهای دیگر ترکیب کنند. به این شکل که ترکیبات غذا را برای کودک عوض کنند. به عنوان مثال اگر کودک شما به خوردن سوپ علاقه نشان نمی‌دهد موادی که دوست ندارد را حذف کنند و چیزهای دیگری به این ترکیب اضافه کنند. یا می‌توانند با حفظ ترکیب قبلی مواد جدیدی به ترکیب اضافه کنند که به مورد پسند شدن طعم آن برای کودک کمک کند.

۲٫ از موارد دیگری که می‌توان برای ترغیب کودک به غذا خوردن استفاده کرد و بسیار نیز موثر است تزیین غذاست. به کار بردن خلاقیت و تزیین غذای کودک با مواد خوراکی داخل بشقاب و ساختن تصویرها و شکل‌های جالب توجه باعث می‌شود کودک به خوردن غذا بیشتر از قبل علاقه نشان دهد. برای ایده گرفتن و تزیین غذا می‌توانید از طرح‌های مختلفی که در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی وجود دارند استفاده کنید.  


بی اشتهایی کودک،درمان بی اشتهایی کودک


 تزیین غذای کودک باعث می‌شود کودک به خوردن غذا بیشتر از قبل علاقه نشان دهد 


  
۳٫ نوع طبخ غذا در عدم علاقه کودک به غذا موثر است. شاید اگر نوع طبخ را عوض کنید کودک شما به همان غذایی که اشتیاقی برای خوردن از خود نشان نمی‌داد علاقه مند شود. به بیان دیگر، اگر شما انواع پخت مانند بخارپز، کبابی و سرخ شده را بیازمایید بالاخره به مدلی خواهید رسید که کودک آن را می‌پسندد.

۴٫ یک روش دیگر این است که از کودک بخواهید در طبخ غذایی که قرار است بخورد به شما کمک کند. بچه‌ها عاشق این هستند که مواد را با هم مخلوط و طبخ کنند. این پیشنهاد مطمئنا با استقبال کودک همراه می‌شود و علاوه بر اینکه فرآیند طبخ را برای شما و او تبدیل به یک فرصت وقت گذرانی و لذت بردن با هم می‌کند، کودک را برای خوردن آنچه خودش در تهیه آن نقش داشته است، ترغیب می‎کند.

۵٫ از راه‌حل‌های موثر برای ترغیب کودکان به غذا خوردن این است که شرایطی را فراهم کنید که کودک همراه با همسالان خود غذا بخورد. این کار باعث بازشدن اشتهای او به غذا می‎شود. بسیاری از مادران که تجربه غذاخوردن کودک‌شان را در مهد کودک دارند، به این مساله واقف هستند. در شرایط میهمانی و حضور کودکان همسال نیز، بچه‌ها به شکل قابل توجهی نسبت به غذا تمایل بیشتری نشان می‌دهند.

منبع: ترجمه و تحقیق

[ad_2]
Source link

0
ارسال شده در اتوماتیک توسط دکترهادی کیانور | برچسب‌: , , , , , , , , , ,
دسامبر 8, 2017

[ad_1]


والدین برای برقراری صلح و کمک به فرزندان خود برای کنار آمدن با هم، چه قدم های مثبتی می توانند بردارند؟ والدین چگونه می توانند به فرزندان خود کمک کنند تا بین آنها پیوندی ابدی ایجاد شود؟


برای بهبود بخشیدن به اوضاع چهار اصل کلیدی وجود دارد که می توانید به کار ببندید:


– ریشۀ درگیری را پیدا کنید.


– احساسات فرزندان را درک کنید.


– فرزندانتان را تشویق کنید که احساسات خود را به شکلی سازنده ابراز کنند.


– برای هر یک از فرزندانتان به خاطر ویژگی های خودش ارزش قائل باشید.


اگر می خواهید ریشۀ درگیری ها را پیدا کنید، اولین کاری که باید انجام دهید، گوش دادن است. به گفته های آنها با دقت گوش کنید؛ با این کار نسبت به چیزی که آنها را رنج می دهد بصیرت پیدا می کنید.


کمک والدین به برقراری صلح میان فرزندان


“تو همیشه طرف اون رو می گیری و تقصیر رو به گردن من می اندازی”! “تو هرگز وقت نمی گذاری تا در نقاشی کردن به من کمک کنی.”


به کلمات کلیدی همیشه و هرگز توجه کنید. بچه ها همیشه همین طور صحبت می کنند، این طور نیست؟ بله، همین طور است … . آیا این کلمات را زیاد به کار می برد؟ در چنین موقعیت هایی مهم این است که از خودتان بپرسید آیا در صحبت بچه ها حقیقتی وجود دارد یا خیر؟ ایا واقعاً در طرفداری از یکی از بچه ها، از عدالت خارج می شوید؟ آیا واقعاً یکی از آنها را بیش از حد مقصر می شمارید؟


گاهی برای ما وسوسه انگیز است که فرض کنیم می دانیم موضوع چیست، اما سعی کنید که از این وسوسه بپرهیزید. خانواده شامل گروهی از افراد است که با هم رابطۀ نزدیکی دارند و ما به طور طبیعی فکر می کنیم که می دانیم چه چیزهایی فرزندانمان را ناراحت می کند.


شاید پیش خودتان می گویید: این فرزندم عادت دارد به دیگران دستور دهد و آن یکی زود تسلیم می شود و … . سپس براساس همین دانسته های خود قضاوت می کنید. شاید فکر می کنید که می دانید در ذهن فرزندتان چه می گذرد یا چه باید بگذرد. اما ممکن است اطلاعات مهمی را در نیافته باشید.


دختری تعریف می کرد:


“وقتی بچه بودم، خواهر بزرگترم همیشه سر به سرم می گذاشت و مرا اذیت می کرد. در خانوادۀ ما رسم بود که بچه ها سر به سر هم بگذارند و یکدیگر را اذیت کنند و من که از همه کوچک تر بودم بیشتر از بقیه هدف شوخی ها قرار می گرفتم. هر چقدر هم که شوخی ناراحت کننده بود، از ما انتظار می رفت به آن بخندیم.


من واقعاً از این موضوع ناراحت بودم و گاهی خواهرم مرا به شکلی بی رحمانه آزار میداد. اما اعضای خانواده ام فکر می کردند که من خودم را لوس می کنم و واکنشم به شوخی افراطی است. آنها به من می گفتند: مگر نمیبینی که شوخی است؟


وقتی می گفتم: به او بگویید بس کند، می گفتند: اینقدر حساس نباش، او فقط دارد شوخی می کند. اما ای کاش به حرف من گوش می کردند”.


در آن زمان این دختر دوست داشت به او فرصتی بدهند تا به آنها بگوید که گرچه ممکن است این شوخی ها از نظر دیگران خنده دار باشد، اما اغلب برای او آزار دهنده است و او دوست داشت که دست از شوخی بکشند.


اما چون خانواده جلوی شوخی کردن ها را نمی گرفت و به نوعی حتی این کار را تشویق نیز می کرد، باعث شد که اعتماد به نفس این دختر ضعیف شود و در عین حال زورگویی های زیرکانۀ خواهر بزرگتر نیز تشدید گردد.


احساسات بچه ها را درک کنید


فرزندانتان به صورت روزمره بر سر مسائلی مانند اینکه چه کسی اول با کامپیوتر بازی کند یا ماهی بیشتر نصیب چه کسی شده است، بگومگو می کنند، اما اگر احساس کردید که دعواها بر سر موارد عمیق تری است، چه؟


باز هم تاکید می کنیم: گوش دادن به حرف آنها ضروری است. به آنها بگویید که منظورشان را درک می کنید و نام احساس آنها را به زبان بیاورید. به نکات زیر توجه کنید:


– نظر شخصی خود را نسبت به موضوع دعوا بیان نکنید (نگویید: فکر نمی کنم واقعاً منظوری داشته باشد)


– راه حل شخصی ارائه ندهید (نگویید: خوب تو هم می توانی صحنه را ترک کنی و از او دور شوی)


– انتقاد شخصی خود را بیان نکنید (نگویید: آنقدر حساس نباش)


نام احساس آنها را به زبان بیاورید


گوش کردن به حرف بچه ها و درک احساس آنها، برای حل مشکلاتشان ابزار بسیار مؤثری است. شاید هنگامی که می خواهید نام احساسی را که فرزندتان تجربه می کند به زبان بیاورید، از اینکه چنین احساسی دارد تعجب کنید.


اگر والدین آن دختری که خواهر بزرگترش او را اذیت می کرد نیز احساس او را درک می کردند و به زبان می آوردند، احتمالاً احساس او را نادیده نمی گرفتند.


مثلاً اگر می گفتند: به نظر می رسد از حرف های خواهرت ناراحت شده ای، احتمالاً خودشان نیز تصمیم می گرفتند که مانع آزارهای دختر بزرگترشان شوند، چون این رفتار را ناراحت کننده می دیدند، نه خنده دار.


کمک والدین به برقراری صلح میان فرزندان


نکته: اگر می خواهید فرزندتان را تشویق کنید که احساسات خود را به زبان بیاورد، به او توجه کنید؛ هر بار که خواست حرف بزند به او گوش بسپارید و انتظار نداشته باشید که صرفاً وقتی زمان برای شما مناسب بود، حرف بزند.


ممکن است فکر کنید نام بردن از احساس فرزندتان آن را تشدید می کند، اما در واقع عکس این موضوع صدق می کند. اگر به فرزندتان بگویید که احساس او را درک می کنید، به ویژه وقتی احساس او مانند حسادت، خشم یا تنفر، منفی است؛ این پیام را به فرزندتان می دهید که داشتن چنین احساس هایی اِشکال ندارد. لزومی ندارد احساسش را پنهان کند؛ بلکه می تواند آن را ابراز کند تا آن را برطرف سازید.


فرزندان خود را تشویق کنید که رفتار سازنده ای داشته باشند


وقتی به حرف های فرزندانتان به دقت گوش می کنید، در واقع آنها را تشویق می کنید که با نگرانی ها و احساسات خود رو به رو شوند. این کار به آنها کمک می کند تا عواطف خود را درک کنند. بدین ترتیب هوش عاطفی آنها رشد می یابد و به عبارت دیگر خودشان نیز بزرگ می شوند.


نکته: اولین قدم برای رویارویی با یک نگرانی، آشکار کردن آن است.


از حالا به بعد می توانیدبه فرزندتان کمک کنید که با مشکل رو به رو شود و احتمالاً برای آن یک راه حل پیدا کند.


تشخیص و ابراز کلامی احساس ها کار خوبی است و به کاهش تنش ناشی از آنها کمک می کند. احساس فرزند خود را نمی توانید تغییر دهید اما برایش روشن کنید که برای ابراز احساسش نمی تواند از هر روشی که دلش خواست استفاده کند.

مثلاً اشکالی ندارد که فرزندتان از دست خواهر کوچکترش که دفتر تکالیف او را پاره کرده است عصبانی شود، اما اجازه ندارد او را کتک بزند.


ابراز وجود خوب است، پرخاشگری نه


به فرزندانتان مهارت هایی را بیاموزید تا در درگیری با هم شیرهای خود از آنها استفاده کنند و خودتان نیز در رفتاری که با فرزندانتان دارید، الگویی از همین مهارت ها را ارائه دهید. بچه ها می توانند بیاموزند که چگونه، بدون اینکه کسی را کتک بزنند یا به او ناسزا بگویند، از حق خود دفاع کنند و خشم خود را ابراز نمایند.


به فرزندانتان بیاموزید که به جای ناسزا گفتن به دیگران، ناراحتی خود را با لحنی محکم و مؤثر ابراز کنند. مثلاً به آنها بیاموزید که وقتی از دست هم شیر خود ناراحت می شوند، به جای اینکه بگویند: چقدر لوس و بچه ننه هستی، تازه هر شب هم رختخوابت را خیس می کنی، بگویند: هر وقت که اوضاع مطابق میل تو نیست می روی و پیش مامان گریه می کنی، از این کار تو خوشم نمی آید.


نکته: شما خواهی نخواهی الگوی رفتاری فرزندانتان هستید، چه در هنگام حل درگیری و چه در هنگام بروز مشکلات دیگر.


به جای درگیر شدن راه حل پیدا کنید


هنگامی که می خواهید به فرزندان خود بیاموزید که رفتار سازنده ای داشته باشند، بسیار مهم است که تاکید کنید هر دو طرف دعوا باید خود را کنترل کنند و از خودگذشتگی نشان بدهند.


کسی که خشمگین است باید خشم خود را کنترل کند و رفتار آرامی داشته باشد و کسی که اشتباه کرده است باید رفتار سازنده ای از خود نشان دهد و مسئولیت حل مشکلی را که به وجود آورده است، برعهده بگیرد. احتمالاً باید تلاش زیادی کنید تا هر دو طرف متقاعد شوند که مسئولیت خود را بپذیرند.


اگر مشکل بچه ها تکراری است، بعد از فرو کش کردن دعوا، آنها را به کناری بکشید و از آنها بخواهید که برای آن مشکل یک راه حل دائمی پیدا کنند.


برای اینکه فکرهایشان را روی هم بگذارند و برای پیدا کردن راه حل با هم همکاری کنند، معمولاً کافی است آنها را تهدید کنید که اگر چنین نکنند، از چیزی که دوست دارند محروم یا به انجام کاری جریمه خواهند شد. اگر همکاری کردند و راه حلی برای مشکل خود یافتند، آنها را تحسین کنید.


جلسۀ خانوادگی


اگر مشکلات عمده ای وجود دارد که باعث نگرانی شماست و در کل خانواده اختلال ایجاد کرده است، شاید تشکیل یک جلسۀ خانوادگی برای گفت و گو دربارۀ مشکلات به حل آنها کمک کند. اکثر خانواده ها معتقدند که رعایت اصول زیر به برگزاری جلسات خانوادگی کمک می کند.


– ابتدا بر سر مجموعه ای از قوانین توافق کنید: به هم ناسزا نگویید، بر سر هم فریاد نزنید و در حرف هم نپرید.


– مشکل را به شکلی بیان کنید که مورد توافق همه باشد.


– راه حل هایی را که اعضای خانواده پیشنهاد می کنند یادداشت کنید و نظر شخصی خود را دربارۀ آنها به زبان نیاورید.


– دربارۀ هر یک از گزینه ها گفت و گو کنید.


– دربارۀ اجرای راه حل گفت و گو کنید.


کمک والدین به برقراری صلح میان فرزندان


برای هر یک از فرزندانتان به خاطر ویژگی های خودش ارزش قائل باشید


هرگاه مادر یا پدری به ویژگی های یکی از فرزندانش بیش از حد افتخار کند، باعث شعله ور شدن آتش حسد در فرزندان دیگرش می شود. همۀ بچه ها و همۀ بزرگسالان می خواهند که به خاطر شخص خودشان مورد علاقه باشند و ارزشمند شمرده شوند.هیچ کس دوست ندارد که در مقایسه با خواهر یا برادرش احساس کند در درجۀ دوم قرار دارد یا برای او ارزش کمتری قائلند.


بسیار اهمیت دارد که به فرزندانمان به خاطر ویژگی های خاص خودشان علاقه داشته باشیم؛ ارزش تفاوت های آنها را بدانیم، اما محبت مان را به شکلی برابر نشان دهیم.


آنچه هر فرزندی می خواهد


بچه ها نیز مانند بزرگسالان می خواهند برای ویژگی های خودشان برایشان ارزش قائل شویم و ویژگی های منحصر به فرد آنها را بشناسیم و قدرشان را بدانیم. از خودتان بپرسید: فرزند من چه ویژگی هایی دارد؟


شاید ویژگی های او را امری طبیعی می دانید، مثلاً شوخ طبع بودن یا توانایی دوست شدن. مهارت های عملی مانند آشپزی، توانایی سازمان دهی، توانایی گوش کردن به درد دل دیگران و دلسوزی برای آنها یا توانایی سرگرم کردن افراد، همه استعدادهایی هستند که باید پرورش یابند تا بخشی از شخصیت کودک را شکل دهند.یک مادر یا پدر خوب به فرزند خودش تصویری ارائه می دهد که نشان دهندۀ ویژگی های منحصر به فرد اوست. وقتی که هر یک از کودکان احساس کند که به خاطر ویژگی های منحصر به فردش ارزشمند محسوب می شود، لزومی نمی بیند که از توانایی های هم شیرهای خود احساس ناراحتی کند یا به آنها رشک بورزد.

منبع: نیک صالحی

[ad_2]
Source link

0
ارسال شده در اتوماتیک توسط دکترهادی کیانور | برچسب‌: , , , , , ,
دسامبر 8, 2017

[ad_1]


جاستین که ۱۰ سال دارد، همیشه رفتارهای برادر بزرگترش را به دقت زیر نظر دارد. مادرش جنی، می گوید: جاستین اغلب سؤال هایی دربارۀ اعضای بدنش از من می پرسد و می خواهد بداند که چه زمانی اندامش تغییر می کند.

او دربارۀ موهای بدنش هم خیلی کنجکاو است و همیشه می پرسد که چه موقع موهای بدنش رشد می کند؟ نمی دانم که آیا او واقعاً دوست دارد چنین موهایی داشته باشد یا اینکه از داشتنش عصبی می شود؟

پرسش های کودکانه – کی به سن بلوغ می رسم؟

دوران بلوغ برای بیشتر بچه ها با ترس و دلهره و تا حدی هیجان همراه است. بیشتر مواقع بچه ها از گفته های پدر و مادر اطلاعاتی دربارۀ این دوران به دست می آورند. بسیار مهم است که سؤال های فرزندتان را به گونه ای پاسخ دهید که او نسبت به تغییرات دوران بلوغ، احساس بدی پیدا نکند.

پی بردن به مفهوم سؤال

معمولاً بچه ها با دیدن تغییرات جسمی همسالان یا خواهر و برادرهایشان و یا گفتگوهایی که با دوستانشان دارند، نسبت به دانستن هرچه بیشتر دربارۀ دوران بلوغ، کنجکاو می شوند و به همین دلیل، سؤال هایی در این رابطه از شما می پرسند.

بعضی اوقات هم بچه ها با خواندن مطالبی دربارۀ دوران بلوغ، چنین سؤال هایی می پرسند، مثلاً ممکن است فرزندتان کتابی را که دربارۀ بلوغ به خواهر یا برادر بزرگترش داده اید، به طور اتفاقی پیدا کرده و به مطالعه آن بپردازد و یا ممکن است که بچه ها به دلیل تغییرات جسمی، چنین سؤال هایی را از والدین بپرسند.

بعضی بچه ها زودتر از دوران بلوغ، به دانستن در این زمینه کنجکاو می شوند؛ اما برخی دیگر حتی تا زمانی که بزرگتر می شوند، هم تمایلی از خود نشان نمی دهند. تغییرات جسمی بچه ها نیز همین طور است. بعضی بچه ها زودتر و برخی دیرتر به سن بلوغ می رسند.

تغییرات دوران بلوغ در دخترها، معمولاً بین ۸ تا ۱۳ سالگی ایجاد می شود. اولین نشانۀ بلوغ در دخترها رشد سینه ها است. بیشتر دخترها از بزرگ شدن سینه هایشان، ناراحت می شوند.

بعد از آن موهای زیر بغل و دیگر اندامشان رشد می کند. آخرین تغییری که در دخترها رخ می دهد، عادت ماهانه است که معمولاً یک سال پس از مشاهدۀ اولین نشانه های بلوغ، ایجاد می شود.

دوران بلوغ پسرها، عموماً از سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی شروع می شود. اولین نشانۀ آن رشد بیضه ها و اندام های جنسی و همچنین رویش مو در نواحی مختلف بدن است.

رشد پسرها در این دوران خیلی سریع است، صدای آنها نیز تغییر می کند و تا رسیدن به سن جوانی صدای دو رگه ای خواهند داشت.

علاوه بر این پسرها و دخترها در دوران بلوغ، ممکن است صورتی پر از جوش و آکنه و یا پوست چرب داشته باشند. شاید برخی از آنها هم دچار افزایش وزن ناگهانی شوند و اندام نامتناسبی پیدا کنند. درست است که این تغییرات طبیعی می باشد، اما برای خود بچه ها بسیار نگران کننده است.

بسیار مهم است که با فرزندتان دربارۀ دوران بلوغ صحبت کنید. اگر شما به او آرامش دهید و نگرانی هایش را برطرف کنید، او هم راحت تر می تواند با تغییرات جدید کنار بیاید.

این مسئولیت را به هیچ وجه به گردن مدرسۀ فرزندتان نیندازید. درست است که در مدرسه نیز آموزش هایی در رابطه با دوران بلوغ به آنها می دهند، اما شاید افرادی که چنین آموزش هایی را می دهند، خودشان مهارت لازم برای انتقال ویژگی های مثبت این دوران را نداشته باشند، در نتیجه به جای اینکه سؤال های فرزندتان را پاسخ دهند، سؤال های بیشتری در ذهن او ایجاد و او را آشفته تر می کنند.


 


بلوغ چیست


پدر و مادرها باید به سؤال های فرزندشان دربارۀ دوران بلوغ، پاسخ روشن و شفافی بدهند


 


بهترین پاسخ

پدر و مادرها باید به سؤال های فرزندشان دربارۀ دوران بلوغ، پاسخ روشن و شفافی بدهند و از تغییراتی که در این دوران رخ می دهد، او را آگاه سازند.

درک بچه ها نسبت به این تغییرات، نگرانی و اضطراب آنها را کاهش می دهد. بهتر است قبل از آغاز دوران بلوغ، یا بلافاصله پس از مشاهدۀ اولین علائم با فرزندتان در این باره صحبت کنید و برایش توضیح دهید که سن بلوغ در همۀ بچه ها یکسان نیست و نباید نگران بلوغ زودهنگام یا دیرهنگام خود باشد.

برای اینکه مطمئن شوید توضیحاتی را که به فرزندتان می دهید، برایش قابل فهم است، می توانید در حین توضیح از او بپرسید که آیا حرف های شما را متوجه می شود یا نه؟

مثلاً می توانید این گونه پاسخ دهید: “یکی از نشانه های بلوغ، رشد مو در اندام های مختلف بدن است. آیا می دانی دوران بلوغ به چه معناست؟ دوران بلوغ، زمانی است که بچه ها به تدریج دوران کودکی را پشت سر می گذارند و بزرگتر می شوند، بنابراین در اندام های بدن نیز تغییراتی به وجود می آید.

این تغییرات ممکن است از سن ۱۱ سالگی یا بیشتر آغاز شود، ولی جالب است بدانی که زمان رسیدن به بلوغ در همۀ بچه ها یکسان نیست. ممکن است بعضی بچه ها در سن ۱۱ سالگی و بعضی دیگر در سن ۱۳ سالگی به بلوغ برسند، این موضوع کاملاً طبیعی است. آیا متوجه منظور من شدی؟”

اگر برایتان سخت است که صراحتاً دربارۀ مسائل دوران بلوغ با فرزندتان صحبت کنید، می توانید کتابی در این باره به او بدهید.

توصیه می کنیم به جای اینکه فقط کتاب را به او بدهید و از او بخواهید که آن را مطالعه کند، خودتان هم او را راهنمایی کنید؛ زیرا بسیار مهم است که شما و فرزندتان بدون هیچ خجالتی دربارۀ این موضوع با یکدیگر گفتگو کنید.

می توانید از کتاب به عنوان وسیله ای برای آغاز گفتگو استفاده کنید، ولی باید بدانید که کتاب به هیچ وجه نمی تواند مفاهیم اصلی را به او انتقال دهد و از نگرانی هایش بکاهد.

منبع: بیتوته

[ad_2]
Source link

0
ارسال شده در Uncategorized @fa توسط دکترهادی کیانور | برچسب‌: , , , , ,
دسامبر 8, 2017

[ad_1]


خیلی از مادران از بدغذایی فرزندشان گلایه می‌کنند اما بعضی از عوامل بدغذایی به خود مادر برمی‌گردد. یعنی مادر از زمان تولد کودک رفتارهایی می‌کند که به عادت‌های بد غذایی منجر می‌شود.

چهار رفتار عمده اشتباه والدین در رابطه با غذا خوردن کودک را بررسی می‌کنیم.
۱٫ یکی از این عادت‌های بد غذایی این است که کودک ما به غذاهای چرب و طعم‌های شور و شیرین عادت می‌کند. چون مادران از زمانی که می‌توانند غذاهایی مانند سوپ و حریره بادام و… را برای کودک شروع کنند، غذاهای او را با ذائقه خودشان تهیه می‌کنند. در صورتی که کودک نیازی به طعم ندارد. برای مادر کودک این غذاها بدون ادویه بدمزه به نظر می‌رسد در حالی که برای کودک که پیش فرضی از این طعم‌ها ندارد بدون شکر یا نمک نیز این خوردنی‌های ناقص نیستند.

امروزه علاقه به قند و نمک دو نگرانی اصلی پزشکان برای سلامت افراد است. گسترش دیابت و مشکلات فشار خون به همین علاقه و عادت ما برمی‌گردد که ریشه در کودکی ما دارد. اگر از همان سال‌های اولیه تولد کودک ما آنها را به این طعم‌ها عادت ندهیم بعدها دچار مشکل نخواهند شد.

۲٫ از طرف دیگر بعضی از کودکان با سبزیجات، گوشت و لبنیات میانه خوبی ندارند و غذاهای آب پز و سالم را پس می‌زنند. این مشکل نیز ریشه در رفتار والدین دارد. چون رژیم غذایی خانواده به اندازه کافی شامل لبنیات و سبزیجات و گوشت نیست و غذاهای پرچرب نیز مصرف می‌کنند که این تناقض رفتاری آنها در عدم مصرف مواد غذایی و تشویق کودک به مصرف همان مواد غذایی باعث می‌شود کودک سر باز زند.

۳٫ مشکل سوم رفتار والدین که به بدغذایی کودک منجر می‌شود زورگویی و اجبار مادر در غذا دادن به کودک است که باعث مقاومت در بچه می‌شود. بسیاری از مادران هستند که از روی دلسوزی و نگرانی برای سلامت کودک‌شان یک رفتار نادرست را در پیش می‌گیرند و آن اینکه به اجبار کودک را به غذاخوردن وامی‌دارند.در این شرایط نیز کودک طبعا لج می‌کند و بیشتر و مصرتر از قبل از خوردن غذا سر باز می‌زند. در شکل بدتر این اتفاق مادر از غذا به عنوان ابزار تنبیه استفاده می‌کند و به محض اینکه کودک کار خطایی انجام داد مجبورش می‌کند تا از غذایی که دوست نداشته و نخورده، بخورد. این رفتار البته باعث دلزدگی کودک از غذا می‌شود.


بی اشتهایی کودک نوپا،علل بی اشتهایی کودک


 زورگویی و اجبار مادر در غذا دادن به کودک  باعث بد غذایی در کودک می شود


  
۴٫ رفتار بعدی که بسیار هم اثر مخربی در روند غذاخوردن کودک دارد، غذا دادن تحت هر شرایطی است. بعضی مادران هستند که دائما به دنبال کودکشان می‌دوند تا قاشق قاشق غذا را بتوانند در دهان او بگذارند. بچه‌ها هم مدام در حال فرار کردن از دست مادر هستند و شاید در این تعقیب و گریز چند قاشق غذا هم خوردند!

اما راهکارهای درست در مقابل این رفتارهای اشتباه کدام‌ها هستند؟ ابتدا اینکه از اضافه کردن ادویه و نمک و شکر به غذای کودک در سال‌های اول زندگی خودداری کنیم و میزان مصرف خود را نیز از این مواد کاهش دهیم تا وقتی کودک به سفره خانواده پیوست بتواند از غذاها بخورد و سلامت او و والدین حفظ شود.

دوم اینکه پدرومادرها خودشان هم از غذایی که برای کودک آماده کرده‌اند، بخورند. اگر بشقاب غذایی والدین نیز به همان میزان حاوی سبزیجات و لبنیات باشد کودک راحت‌تر با این موضوع مواجه می‌شود و نسبت به خوردن غذاها بیشتر تمایل نشان می‌دهد.

به هیچ عنوان از غذا به عنوان ابزار تنبیهی استفاده نکنند و برای غذاخوردن کودک نیز به زور و اجبار متوسل نشوند. مادرانی هستند که از بدغذایی کودکشان و اینکه دائما باید به دنبال او بدوند تا غذا بخورد گلایه می‌کنند در حالی که هیچ کس جز خود مادران مقصر این موضوع نیست. آنها کودک را به این شیوه عادت داده‌اند و باید کم کم از این عادت او را جدا کنند. کافی این مادران دیگر برای غذاخوردن کودک به او اصرار نکنند و کودک هر مقدار که خواست غذا را بخورد. نکته بعد اینکه اجازه ندهند کودک میان وعده بخورد مخصوصا اگر به زمان وعده اصلی نزدیک است. و دیگر اینکه هر یکی،دو ساعت یکبار تنها از کودک بپرسند که می‌خواهد غذا بخورد یا خیر؟ بالاخره کودک گرسنه می‌شود و برای خوردن غذا تمایل نشان می‌دهد تا این عادت بد از یادش برود.

او در ادامه مبحث، دو نمونه از شرایطی که باعث بی‌اشتهایی و دلزدگی کودک از غذا می‌شود را برمی‌شمرد و می‌گوید: در کنار اشتباهات رفتاری والدین، می‌توان به شرایط نامناسب کودک برای غذاخوردن نیز اشاره کرد. شرایطی که مطلوب کودک نیست و باعث می‌شود نسبت به غذا بی‌تمایل باشد. 


بی اشتهایی کودک،درمان بی اشتهایی کودک


بعضی از کودکان با سبزیجات، گوشت و لبنیات میانه خوبی ندارند


  
۱٫ سخت‌گیری در آداب غذا خوردن: برخی از والدین بیشتر از نیاز و خارج از توان کودک نسبت به رعایت آداب غذاخوردن سخت‌گیری می‌کنند. آنها مدام از اینکه کودک هنگام غذاخوردن لباس خود را کثیف می‌کند، گلایه دارند. حتی از اینکه کودک اصرار دارد برای غذاخوردن شخصا از قاشق استفاده کند، ممانعت به عمل می‌آورند. یا روی مساله طرز نشستن و طرز قاشق برداشتن و به دهان بردن غذا با کودک مشکل دارند. والدین باید توجه داشته باشند که یادگیری آداب غذاخوردن یک روند تدریجی است که با صبر و حوصله و مهربانی امکان‌پذیر است. در غیر این صورت ممکن است سخت‌گیری در این زمینه علاقه کودک شما را به غذا خوردن تحت الشعاع خود قرار دهد.

۲٫ ایجاد محیط پرتنش برای غذاخوردن: اگر وقت غذاخوردن برای کودک تبدیل به زمانی پرتنش شود علاقه کودک به غذا خوردن از بین می‌رود. به عنوان مثال، برخی از والدین که از بدغذایی کودک‌شان گلایه دارند، با تهدید و تشر کودک را پای غذا می‌نشانند و غذا را به زور و در یک اتمسفر تنش‌آلود به خورد او می‌دهند. این راه‌حل کاملا غلطی است و باعث تشدید بدغذایی کودک شما می‌شود. باید عوامل بی‌اشتهایی او را به درستی کشف و درصدد رفع آنها باشید نه اینکه آن را تشدید کنید!

۱٫ اگر بچه غذا را نخورد راه‌حل‌هایی وجود دارد که می‌توانند والدین با کمک آنها کودک را دوباره به غذا علاقه‌مند کنند. یکی از این راه‌حل‌ها این است که غذایش را با چیزهای دیگر ترکیب کنند. به این شکل که ترکیبات غذا را برای کودک عوض کنند. به عنوان مثال اگر کودک شما به خوردن سوپ علاقه نشان نمی‌دهد موادی که دوست ندارد را حذف کنند و چیزهای دیگری به این ترکیب اضافه کنند. یا می‌توانند با حفظ ترکیب قبلی مواد جدیدی به ترکیب اضافه کنند که به مورد پسند شدن طعم آن برای کودک کمک کند.

۲٫ از موارد دیگری که می‌توان برای ترغیب کودک به غذا خوردن استفاده کرد و بسیار نیز موثر است تزیین غذاست. به کار بردن خلاقیت و تزیین غذای کودک با مواد خوراکی داخل بشقاب و ساختن تصویرها و شکل‌های جالب توجه باعث می‌شود کودک به خوردن غذا بیشتر از قبل علاقه نشان دهد. برای ایده گرفتن و تزیین غذا می‌توانید از طرح‌های مختلفی که در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی وجود دارند استفاده کنید.  


بی اشتهایی کودک،درمان بی اشتهایی کودک


 تزیین غذای کودک باعث می‌شود کودک به خوردن غذا بیشتر از قبل علاقه نشان دهد 


  
۳٫ نوع طبخ غذا در عدم علاقه کودک به غذا موثر است. شاید اگر نوع طبخ را عوض کنید کودک شما به همان غذایی که اشتیاقی برای خوردن از خود نشان نمی‌داد علاقه مند شود. به بیان دیگر، اگر شما انواع پخت مانند بخارپز، کبابی و سرخ شده را بیازمایید بالاخره به مدلی خواهید رسید که کودک آن را می‌پسندد.

۴٫ یک روش دیگر این است که از کودک بخواهید در طبخ غذایی که قرار است بخورد به شما کمک کند. بچه‌ها عاشق این هستند که مواد را با هم مخلوط و طبخ کنند. این پیشنهاد مطمئنا با استقبال کودک همراه می‌شود و علاوه بر اینکه فرآیند طبخ را برای شما و او تبدیل به یک فرصت وقت گذرانی و لذت بردن با هم می‌کند، کودک را برای خوردن آنچه خودش در تهیه آن نقش داشته است، ترغیب می‎کند.

۵٫ از راه‌حل‌های موثر برای ترغیب کودکان به غذا خوردن این است که شرایطی را فراهم کنید که کودک همراه با همسالان خود غذا بخورد. این کار باعث بازشدن اشتهای او به غذا می‎شود. بسیاری از مادران که تجربه غذاخوردن کودک‌شان را در مهد کودک دارند، به این مساله واقف هستند. در شرایط میهمانی و حضور کودکان همسال نیز، بچه‌ها به شکل قابل توجهی نسبت به غذا تمایل بیشتری نشان می‌دهند.

منبع: بیتوته

[ad_2]
Source link

0
ارسال شده در Uncategorized @fa توسط دکترهادی کیانور | برچسب‌: , , , , , , , , , ,
قالب حرفه‌ای فروشگاهی نیوکالا وردپرس | قالب جدید دیجی کالا قالب شرکتی متریال نگین وردپرس